چه بگویم ؟

چه بنویسم بغضی در دلم در حال شکستنست.

امسال نیز سال ۱۴۳۳ است .

۱۱۰۴ سال است که معشوقه من وجود دارد و او را نمیبینم!

هست ولی ما نیستیم!

او حاضر است و ما غایب!

آری ، او در بین ما هست و ما در وجود خود نیستیم.

ایام محرم اومده ، دو روز دیگر عاشوراست.

یاد حدیث سلسله الذهب افتادم که امام رضا(ع) وااسه مردم ایران خوندش!:

پدرم از پدرش و او نیز از پدرش...تا على(علیه السلام) و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نیز از خداوند متعال نقل فرمود که:

لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابی;

لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هرکس در این حصار وارد شود از عذابم محفوظ است.

امام چند قدمى حرکت کردند و سپس برگشتند و فرمودند:

بشرطها و انا من شروطها، به شرطهاى آن و من از جمله شرطهاى آن هستم.

مقصود امام(علیه السلام) از شرطها، اعتراف به این واقعیت است که حضرت رضا(ع) مانند پدرانشان از سوى خدا امام و حجت است و اطاعتش بر همه واجب است.

آه اون زمان نفهمیدیم . . .

اون زمان مردم در زمان محرم در روضه امام حسین شرکت می کردند و در حضور امام رضا (ع) واسه جد غریبش اشک میریختند و اما امام حی حاضرشونو حمایت و همراهی نمی کردند.

حالا ما هم شدیم مثل شیعیان اون زمان ، تو روضه ها شرکت میکنیم و اشک میریزیم و می گسم ای کاش زمان امام حسین می بودیم ، اما غافل از آنیم که حسینی دیگر در بین ماست و حتی او را نمی شناسیم.

مهدی موعود امام ما در بین ماست ، او حاضرست و ما غایبیم ، حتی برای ظهورش دعاهم نمیکنیم.

اینک وقت آن نرسیده که به یاری مهدی صاحب الزمان خود شتافته و با عمل خودمان بگوییم اللهم عجل لولیک الفرج؟

امام در بین ماست ، مانند کوفیان نگوییم بیا ، بلکه با عمل مان آمدنش  را نزدیک کنیم ، با تقوا و عمل صالح و دوری از گناهان !

به امید ظهور مولا و سرورمان مهدی زهرا(عج)