حدیث
امام ضادق (ع):
مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش آسوده باشند و مومن کسی است که مردم او را امین جان و مال خود بدانند.
بحارالانوار جلد72 صفحه 52
"میلاد با سعادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) مبارک باد"
امام ضادق (ع):
مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش آسوده باشند و مومن کسی است که مردم او را امین جان و مال خود بدانند.
بحارالانوار جلد72 صفحه 52
"میلاد با سعادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) مبارک باد"
آیت الله بهجت:
اگر انسان راستی راستی برای مومنین و مومنات دعا کند و برای خودش دعا نکند ملک برای او دعا میکند.
اگر کسی برای خودش دعا بکند، ملک برای او دعا میکند.
اگر کسی برای خودش دعا بکند ممکن است به دلیل موانع و نبودن شرایط دعا، به اجابت نرسد،
ولی اگر ملک دعا بکند در دعای او شرایط لحاظ نمیشود و موانع نیست و حتما به اجابت میرسد.
با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین علیه السلام، فهرستی از اصلیترین دشمنان کاروان حسینی و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه میشود:(بر گرفته از سایت شیعه 24)
| نام | نقش وی در کربلا | سرانجام و چگونگی مرگ |
| شمر بن ذیالجوشن | نقشآفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش | دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ |
| محمد بن اشعث بن قیس | نقشآفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند | روز عاشورا در پی نفرین امام حسین علیه السلام عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد |
| عبید الله بن زیاد | در حادثه کربلا، همه جنایتها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت | چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین علیه السلام بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد |
| یزید بن معاویه | چوب زدن بر دندانهای مبارک امام حسین علیه السلام | هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد |
| سنان بن انس | نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین علیه السلام داشت | زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت |
| عمر بن سعد | مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت | به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد |
| حرملة بن کاهل | پرتاب تیر بر گلوی علیاصغر علیه السلام | مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند |
| حصین بن نُمیر | فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین علیه السلام | ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد |
| مالک بن نُسیر کِندی | فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا علیه السلام | قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند |
| زرعه دامی | از قاتلان امام علیه السلام | هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه میزد و میگفت به من آب دهید |
| محمد بن اشعث | هتک حرمت امام حسین علیه السلام | توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد |
| عبدالله بن حَوزه | تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله علیه السلام | قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت |
| شبث بن ربعی | با شمشیر به صورت مبارک امام حسین علیه السلام زد | ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر رانهایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند |
| ابحر بن کعب | برداشتن مقنعه حضرت زینب علیها السلام و کشیدن گوشواره از گوش ایشان | ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشمهایش را از حدقه درآورد |
| شرحبیل | از پشت بر صورت امام حسین علیه السلام زد | مختار او را با آتش سوزاند |
| عمروبن حجاج | در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین علیه السلام و یارانش بست، امام علیه السلام را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود | به نفرین امام حسین علیه السلام گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد |
| احبش بن مرثد(اخنس) | با اسب بر بدن مبارک امام حسین علیه السلام تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد | پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد |
| عبدالله بن ابی حُصین | آب را بر سیدالشهداء علیه السلام بست و با بیشرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعهای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری | به نفرین امام حسین علیه السلام مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب مینوشید تشنگیاش برطرف نمیشد تا اینکه هلاک شد |
| بَجدل بن سُلیم | انگشت مبارک امام علیه السلام را برای در آوردن انگشتر برید | مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد |
| اسحاق بن حَیوه حضرمی | داوطلبانه بر پیکر امام حسین علیه السلام تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد | با پوشیدن پیراهن اباعبدالله علیه السلام به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید |
رهبر انقلاب اسلامی گناه فتنهگران سال ۸۸ را نابخشودنی میدانند. ایشان طی چهار سال گذشته بارها به تشریح خطا وگناه فتنهگران سال ۸۸ پرداختهاند.
برای مطالعه گزیده مطالب بر ادامه مطلب کلیک کنید
مراسم كرسی آزاد انديشی به همت كانون بررسی و تحليل بسيج دانشجويی دانشگاه آزاد اسلامی دزفول عصر شنبه 30 آذر ماه 92 درسالن آمفی تئأتر شهیدمحمدگودرزی دانشگاه، در فضایی صميمی و با حضور پر شور دانشجويان این واحد دانشگاهی برگزار گرديد
اهمیت اربعین از کجاست؟ صرف اینکه چهل روز از شهادت شهید میگذرد، چه خصوصیتی دارد؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی، یاد شهادت حسین زنده شد و این مسأله بسیار مهمی است. شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق میافتاد، یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید میشدند، اما بنی امیه موفق میشد همان طور که خود حسین و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کرد، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کند، آیا در این صورت این شهادت فایدهای برای عالم اسلام داشت؟ یا اگر در آن روزگار اثری داشت، آیا این خاطره در تاریخ، برای نسلهای بعد، برای گرفتاریها و سیاهیها و تاریکیها و یزیدیهای دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت؟ اگر حسین شهید میشد، اما مردم آن روز و مردم نسلهای بعد نمیفهمیدند که حسین شهید شده، آیا این خاطره میتوانست اثر و نقشی در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملتها و اجتماعات و تاریخ بگذارد؟
اهمیت اربعین
اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر (ص)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه و این کار پایهگذاری شد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون ـ از قبیل شهادت حسین بن علی (ع) در عاشورا ـ به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادی نخواهند برد.درست است که خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه میدارد و شهید به طور قهری در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعی که خدای متعال برای این کار ـ مثل همه کارها ـ قرار داده، همین چیزی است که در اختیار و اراده ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، میتوانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه شهادت را احیا کنیم و زنده نگه داریم.