منتظران مهدی (ع)
زمان بالیدن است نه فقط نالیدن؛
بساطش آموزه است نه موزه!
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن ؛
نمادشعورمذهب است نه فقط شورمذهب ؛
منتظران مهدی به هوش ؛
حسین رامنتظرانش کشتند.
زمان بالیدن است نه فقط نالیدن؛
بساطش آموزه است نه موزه!
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن ؛
نمادشعورمذهب است نه فقط شورمذهب ؛
منتظران مهدی به هوش ؛
حسین رامنتظرانش کشتند.
حسین(ع) فریاد می
زند:
"هل من ناصر ینصرنی؟"
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یا حسین(ع)! لبیک...
حسین(ع) شمشیر می
خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا حسین(ع)!
حسین (ع) سنگ می
خورد، من در مجلس غیبت می گویم:
لبیک یا حسین(ع)! لبیک...
حسین(ع) رمق ندارد
باز فریاد میزند:
هل من ناصر ینصرنی؟
من به دوستم
دروغ میگویم و باز فریاد می زنم:
لبیک...
حسین(ع) سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین(ع) به من نگاه می کند می گوید:
تنهایم یاریم کن...
من گناه می کنم
و باز فریاد می زنم: لبیک...
خورشید غروب
کرده است...
من لبخندی می
زنم و می گویم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
حسین(ع) به مهدی(عج)
نگاه می کند و می گوید:
"مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز تو
ام، اگر کسی نبود یاریم کند، ادعا کننده ای هم نبود...تو از من مظلوم تری..."
"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."
حسین(ع) تنهاست...
کربلایی دیگر در راه است...
گلچيني از مجموعه سخنرانيهاي عاشورايي دكتر محمدرضا سنگري درباره شخصيت «شمر بن ذي الجوشن»:
(شمر) شانزده بار با پاي پياده به سفر حج رفته است. فكر نكنيد شمر اهل نماز و روزه نبوده و يا از آن دسته آدم هايي بوده كه عرق ميخوردند، عربده ميكشيدند؛ شمر و بسياري ديگر كه آن طرف ايستاده اند، آدم هايي هستند كه پيشاني پينه بسته داشتند. بسياري از آنها اهل تهجد بودند.
گناهم را دید چشمانش را بست و چیزی نگفت
2 باره گناهم را دید سکوت کرد وچیزی نگفت
3 باره گناهم رادید بازهم چیزی نگفت
4 باره گناهم را که دید آرام دردلش گفت خدایا کمکش کن برگناهش غلبه کند
5 باره گناهم راکه دیدبلند گفت خدایا کمکش کن
6 باره گناهم راکه دید اشک درچشمانش جمع شد
7 باره گناهم راکه دید سیل اشک ازچشمانش سرازیرگشت
8باره گناهم راکه دید سرش راپایین انداخت
9باره گناهم راکه دید غصه خورد خیلی غصه خورد
بازگناهم که دید قلبش شکست
باز گناهم را که دید....
آه خدایا،مگریک قلب چندبارتوان شکستن دارد؟؟چندسال؟؟
خدایابه خاطراوببخش مارا...
امام علی(ع):
چقدر شایسته است که انسان ساعتی برای خود داشته باشد، که هیچ چیز او را به خود مشغول نکند و در این ساعت،خود را محاسبه کند و ببیند چه کاری به سود خود انجام داده است و چه کاری به زیان خود.