یاصاحب الزمان

یا صاحب الزمان شرمنده ایم که:

                                             هر روز برای آمدنت دعا میکنیم

                                                                 و

                                              برای نیامدنت کارهای بسیار....

اللهم الجعلنی من خیر انصاره و اعوانه

برگزاري دعاي پرفيض عرفه در جوار شهداي گمنام دانشگاه

برگزاري دعاي پرفيض عرفه در جوار شهداي گمنام دانشگاه

مداحان برادارن رئوفي و احسان بخشي

ادامه نوشته

دعاي عرفه

مراسم قرائت دعاي عرفه

سه شنبه ساعت 14

مقبره پنج شهيد گمنام دانشگاه آزاد اسلامي واحد دزفول - مسجد موعود(عج)


روز عرفه

امام باقر (ع):

خداوند اجابت خویش را در دعا کردن پنهان کرده است پس چیزی از دعا کردن او کوچک نشمار، چه بسا با اجابتش همراه شود و تو ندانی.

خصال- ترجمه جعفری

التماس دعا در روز عرفه، روز دعا و نیایش

دشمنان شیطان

  پیامبر اکرم(ص)به ابلیس ملعون گفت چه کسانی دشمن تو هستند؟

شیطان ملعون: شانزده شخص دشمن من اند:

1- خودت

2- عالمی که به علمش عمل کند

3- قاری که به قرآن عمل کند

4- موذن که در مواقع پنجگانه اذان گوید

5- دوستداران فقرا و ایتام

6- افراد مهربان

7- کسانی که در برابر حق متواضع اند

8- جوانی که نماز شب میخواند

9- کسی که گناه نمیکند

10- کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند

11- کسی که دائم الوضو است

12- افراد خوش اخلاق

13- تصدیق کننده وعده خدا

14- زنان پاکدامن

15- شخص آماده برای سفر آخرت

16- انسانهای بخشنده و با سخاوت

خدایا! توفیقی ده تا در صف دشمنان اصلی شیطان قرار گیریم... آمین...!

 

 

 

 

100 خاطره شهید دکتر چمران

 100 خاطره شهید دکتر چمران


- درس ترمودینامیک ما با یک استاد سخت گیر بود. آخر ترم نمره ش از امتحان شد هفده و نیم و از جزوه چهار . همان جزوه را بعدا چاپ کردند. در مقدمه اش نوشته بود «این کتاب در حقیقت جزوه ی مصطفی چمران است در درس ترمودینامیک.»


- چپی ها می گفتند «جاسوس آمریکاست. برای ناسا کار می کند.» راستی ها می گفتند « کمونیسته. » هردو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند. یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس می گفت « من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار می کرد.»

ادامه خاطرات در ادامه مطلب

ادامه نوشته

جمعه

یا صاحب الزمان (عج)

دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود

وقتی به نامه عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

کی این دل رمیده ی من هم زُهیروار
در دام چشم های تو تسخیر می شود؟

این کشتی شکسته ی طوفان معصیت
با ذوق دست توست که تعمیر می شود

حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه
با حلقه های زلف تو درگیر می شود


در قطره های اشک قنوت شب شما
عکس ضریح گمشده تکثیر می شود

تقصیر گریه های غریبانه ی شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود

وحید قاسمی


لبخندهاي جبهه

وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو نکنید!

خواندني هايي از دفاع مقدس

آخرين جملات

داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه هو خمپاره اومد و بوممممم ... .

نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین. دوربینو برداشتم رفتم سراغش.بهش گفتم : تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو ...

در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت: من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم.اونم اینه که وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو نکنید!

بهش گفتم: بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزیون پخش بشه ها... یه جمله بهتر بگو برادر ...

با همون لهجه اصفهانیش گفت: اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده!

برگه من زخمی شده

 بعد از دایر شدن مجتمع های آموزشی رزمندگان در جبهه، اوقات فراغت از جنگ را به تحصیل می پرداختیم. یکی از روزهای تابستان برای گرفتن امتحان ما را زیر سایه درختی جمع کردند. بعد از توزیع ورقه های امتحانی مشغول نوشتن شدیم. خمپاره اندازهای دشمن همزمان شروع کرده بودند. یک خمپاره در چند متریمان به زمین خورد .همه بدون توج ، سرگرم جواب دادن به سئوالات بودند. یک ترکش افتاد روی ورقه دوست بغل دستیم و چون گرم بود قسمتی از آن را سوزاند. ورقه را گرفت بالا و به ممتحن گفت: برگه من زخمی شده باید تا فردا به او مرخصی بدهی!


لطفا وصل کنید قطعه 23!

پیرمردی گوشی را برداشت و بعد از یکی دو تا سرفه گفت: بهشت زهرا بفرمائید.

راستش من کار دیگری داشتم و قصدم هم اذیت کردن نبود، اما نمی دانم چی شد که یک دفعه یاد خوشمزگی بچه های جبهه افتادم و با خود گفتم بگذار یه خورده سر به سر پیرمرد بگذارم. این بود که تا گفت: بهشت زهرا بفرمایید.

گفتم: شهیدان زنده اند؟

با تعجب پرسید: «یعنی چه! معلومه که زنده اند، بر منکرش لعنت»

گفتم: «پس لطفا وصل کنید قطعه بیست و سه!»

گفت : چی؟

ترسیدم بهم بد و بیراه بگوید که گوشی را گذاشتم زمین و گفتم ما نبودیم !!!!

منبع: خبرگزاري دانشجو

منطق همت

http://www.uploadtak.com/images/d7883_kj.jpg

آدرس هاي غلط حاميان سازش از نرمش قهرمانانه

«نرمش قهرمانانه» از همان آغازي كه به عنوان بخشي از سخنان رهبري در ديدار با فرماندهان سپاه از سيستم پيامكي خبرگزاري‌ها ارسال شد، ذهن‌ها را به سمت و سوي كتابي برد كه سال‌ها قبل حضرت آقا ترجمه‌اش كرده بودند و موضوع آن بررسي صلح امام حسن عليه‌السلام با معاويه بود و ايشان عنوانش را «پرشكوه‌ترين نرمش قهرمانانه تاريخ » انتخاب كرده بودند. اين اشتراك لفظي باعث شد شبهه‌اي در اذهان پديد بيايد كه آيا نظام از آنچه كه تاكنون بر سر آن مقاومت كرده، دست كشيده و اينك وقت مصالحه‌اي از جنس واگذار كردن حكومت به دشمن فرا رسيده است؟ اين شبهه از سوي رسانه‌هاي مخالف و معاند نظام با ذوق‌زدگي مورد استقبال قرار گرفت و آنان كوشيدند موقعيت كنوني جمهوري اسلامي ايران را در نقطه ضعف و مجبور به تسليم در برابر فشارهاي غرب نشان دهند. برخي پا را از اين نيز فراتر نهاده و صراحتاً عنوان كردند كه زمان نوشيدن جام زهري ديگر رسيده و آرزوي خويش را به عنوان تحليل، بر كلام رهبري سوار كردند! برخي نيز كوشيدند اين «نرمش قهرمانانه» را در كلام رهبري به چراغ سبز نظام براي انجام مذاكره مستقيم ميان ايران و امريكا تعبير كنند و براي پايان دوره قطع رابطه ميان ايران و امريكا ذوق‌زده شوند!

اينكه كلام رهبري را در منطبق‌سازي تاريخي نمي‌توان بر صلح امام حسن عليه‌السلام تطبيق داد، امري نيست كه برخاسته از تخيل يا صرف پاسخگويي به شبهات پيراموني باشد، بلكه مي‌توان با تبيين شرايط منتهي به وقوع صلح ميان امام حسن عليه‌السلام و معاويه و استناد به آن، ثابت كرد كه جمهوري اسلامي ايران به هيچ عنوان در شرايط چنين صلحي نيست. از سويي بازخواني برخي مواضع رهبري در مقوله سياست خارجي نشان مي دهد كه اين تحليل صلح حسني از «نرمش قهرمانانه» با مواضع خود ايشان نيز سازگاري ندارد.

دلايل صلح امام حسن (ع)

مهم است كه بدانيم چرا امام حسن عليه‌السلام با معاويه‌اي كه اميرالمومنين علي عليه‌السلام فرموده بودند حاضر نيستند حتي يك روز حكومت وي را تحمل كنند، صلح‌نامه امضا كردند و ولايت مسلمين را به وي سپردند!

امام حسن عليه‌السلام در شرايطي قرار داشتند كه نه تنها جان حاكم جامعه اسلامي (يعني شخص حضرت ايشان) در خطر بود كه حتي اصل اسلام نيز به خطر مي‌افتاد؛ چه آنكه در صورت پيروزي معاويه در جنگ پيش‌رو كه شواهد حاكي از وقوع اين پيروزي بود، حاكم بر حق جامعه اسلامي به قتل مي‌رسيد و تنها روزنه انتشار اسلام ناب نيز به روي اقليت مردمي كه پي آن بودند، بسته مي‌شد. اين شد كه امام عليه‌السلام براي حفظ كليت اسلام، مجبور شدند براي زماني موقت، حكومت را به معاويه واگذار كنند. آنچنان كه پدر بزرگوارشان نيز براي همين مصلحت عظيم 25 سال سكوت پيشه كردند.

مهم‌ترين دليل صلح همان دليلي هست كه باعث شده است تقابل معاويه با جانشين برحق رسول‌الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به قتل اين جانشين بر حق و از دست رفتن تماميت اسلام منجر شود و اين دليل چيزي نيست جز «كم تعدادي قابل‌توجه ياران امام بر اثر خيانت آنان و پيوستن شان به سپاه معاويه و عدم همراهي توده مردم». همراه نبودن مردم، گرچه بر مشروعيت الهي حكومت خدشه‌اي وارد نمي‌كند، اما مقبوليت مردمي و نيروي مردمي كه لازمه تحقق حكومت الهي است، وجود ندارد. از همين رو مقابله با باطل به قتل حاكم برحق جامعه اسلامي و به خطر افتادن حيات اصل اسلام منجر مي‌شود. اينگونه شد كه امام در ميان خيانت خواص و بزرگان جامعه و فرماندهان سپاه خود و عدم بصيرت توده‌هاي مردم كه يقيناً بسياري از آنان دنباله‌رو خواص هستند، مجبور به صلح با معاويه شدند.

اين روزها در جمهوري اسلامي چنين فضايي نيست؛ نه خواص از نظام دل بريده و دل به دامان غرب سپرده‌اند؛ نه توده‌هاي مردم از همراهي نظام دست كشيده‌اند و بديهي است فقط كمي توجه به شرايط صلح امام حسن كافي بود تا بدانيم نظامي كه بيش از 70 درصد ميزان مشاركت مردمش را در انتخابات دارد، چگونه مي تواند در شرايطي مشابه آن صلح تاريخي باشد!

از سويي صلح كه تنها صلح امام حسن نيست، صلح حديبيه پيامبر با مشركين مكه شايد مصداق بهتري براي نرمش قهرمانانه باشد؛ صلحي از موضع اقتدار. رهبري هم اگر قرارشان بر صلح از موقعيت ضعف بود، سال 88 از جان ناقابلي نمي‌گفتند كه در اين راه بر كف دست گرفته اند.

تغيير روش با حفظ اصول

اين روزها نه اصل نظام در خطر است و نه سخن گفتن از نرمش قهرمانانه، مصداق معامله بر سر كليات و اصول است. اصول سياست خارجه جمهوري اسلامي ثابت است و آنچه اين روزها تحت عنوان «نرمش قهرمانانه» توسط رهبري مطرح شد، مبتني بر روش هاي تعامل با دنيا و ديپلماسي كلي نظام است و نمي تواند صرفاً در مصداق مذاكره با امريكا و آن هم تجديد نظر در اصول اين قطع رابطه يا مذاكره احتمالي تلقي شود. حضرت آقا در سي‌ام تيرماه سال جاري در مورد مذاكره با امريكا صريحاً فرمودند: «امريكايى‌ها مي‌گويند ما مي‌خواهيم با ايران مذاكره كنيم. خب، سال‌ها است كه مي‌گويند مي‌خواهيم مذاكره كنيم؛ اين يك فرصتى نيست كه براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبين نيستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نمي‌كنم - مثل مسئله‌ خاصى كه در قضيه عراق داشتيم و بعضى از قضاياى ديگر - ليكن من خوشبين نيستم؛ چون تجربه من اين را نشان مي‌دهد. امريكايى‌ها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نيستند. اين چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همين را تأييد كرد؛ موضعگيرى‌هاى مسئولان و دولتمردان امريكا نشان داد كه همين مطلبى كه ما گفتيم - كه گفتيم خوشبين نيستيم - درست است؛ خود آنها عملاً اين را تأييد كردند.»

بنابراين اصل ربط دادن اين عبارت به ايجاد رابطه ميان ايران و امريكا صحيح نيست؛ چه آنكه حضرتشان هرگاه خواسته‌اند از اين موضوع سخن بگويند، بي تلويح و كنايه، صراحتاً نظرشان را بيان كرده‌اند و با اين همه سال سابقه قطع ارتباط، چه جاي سخن گفتن به تلويح!

رهبري در راستاي آنچه از دولت جديد جمهوري اسلامي گفته مي شود كه پي ايجاد ارتباط‌هايي متفاوت با قبل با غربي‌هاست، مانع دولت نمي شوند؛ دست دولت را نمي‌بندند كه مذاكره نكنيد و ... بلكه راه درست كاري را كه دولتمردان مي خواهند انجام دهند، به آنها نشان مي‌دهند. مي خواهيد نرمش نشان دهيد؟ ايرادي ندارد؛ اما متوجه باشيد كه شما محق هستيد و از موضع حق در حال نرمش نشان دادن هستيد. بدانيد نماينده كشوري هستيد كه قهرمان مبارزات و ايستادگي‌هاست و با چنين شناختي پاي ميز تعامل با دنيا حاضر شويد. اين «نرمش قهرمانانه» نشان دادن روش كار به دولتمرداني است كه قرار است زين پس اداره كننده ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران و پيش برنده مذاكرات اتمي باشند. خوش‌بيني نبايد انسان را از واقع‌بيني دور كند؛ مي‌خواهيم حرف بزنيم، اما بايد بدانيم داريم با «دشمن» مان حرف مي زنيم؛ آن هم از موضع كشوري كه محق است.

از سويي اين نرمش در كليات نيست؛ بلكه براي رسيدن به خواسته اصلي و منافع دراز مدت ملت ايران، ضمن ايستادگي بر اصول، از برخي موارد جزئي صرف نظر كرده و به اصطلاح چند امتياز به حريف مي دهند و دست وي را در اين امور كوچك باز مي‌گذارند تا خود به آنچه اصل است، برسند.

برخي دولتمردان نيز در تبيين آنچه آقا گفته‌اند، به اشتباه رفته‌اند؛ از جمله اكبر تركان مشاور رئيس جمهور نيز اين عبارت را تعبير به صلح امام حسن كرده‌اند كه به نظر مي رسد نياز به تصحيح دارد.

عاشورا نتيجه قهري صلح امام حسن

وقتي پاي اصل نظام وسط باشد، قرار نبود و نيست كه صلح امام حسن اتفاق بيفتد؛ حضرتشان پيشتر و در ارديبهشت 79 فرموده بودند كه : « نه امريكا و نه بزرگ‌تر از امريكا - اگر در قدرت‌هاى مادى باشد - قادر نيستند حادثه‌اى مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنياى اسلام تحميل كنند. اينجا اگر دشمن زياد فشار بياورد، حادثه كربلا اتفاق خواهد افتاد.»

صلح امام حسن صلحي نيست كه خشنودش باشيم كه پس از آن دنيا به آرامش خواهد رفت، صلح امام حسن در پي خود، به گونه‌اي اجتناب‌ناپذير عاشورا را در پي دارد؛ حضرت آقا در همان سخنراني مي فرمايند: « امام حسن مجتبى عليه آلاف التحيه والثنا آن روز به خاطر يك مصلحت بزرگ‌تر - كه حفظ اصل اسلام بود - مجبور شد اين تحميل را به جان بپذيرد. حكومت را از امام حسن گرفتند. وقتى حكومت از مركز دينىِ خودش خارج شد و در اختيار دنياطلبان و دنياداران گذاشته شد، بديهى است كه بعد هم حادثه كربلا پيش مى‌آيد. آن وقت حادثه كربلا حادثه‌اى نيست كه بشود جلويش را گرفت، اجتناب ناپذير مى‌شود. بيست سال بعد از آنكه حكومت اسلامى از دست محور اصلى آن - كه امامت است - گرفته شد، امام حسينِ فرزند پيامبر در كربلا با آن وضع فجيع به خاك و خون كشيده شد. اساس حمله و نقشه دشمن اين است كه حكومت را از محور اصلى - محور امامت، محور دين - خارج كند. بعد خاطرش جمع است كه همه كار خواهد كرد!»

منبع : روزنامه جوان

 

 

هفته دفاع مقدس

سيزده چهارده ساله بود...!

وسط عمليات يك دفعه نشست...!

 گفتم :حالا چه وقت استراحت بچه؟!

گفت: ...

گفت:((بند  پوتينم شل شده ، مي بندم راه مي افتم.))

نشست ولي بلند نشد...!

هردو پاش {تير خورده بود}...!

براي {روحيه} ما چيزي نگفته بود...!!!

"سلامتی همه جانبازان و شادی روح همه شهدا صلوات"

"هفته دفاع مقدس گرامی باد"