اكران فيلم قلاده هاي طلا

اكران فيلم قلاده هاي طلا
شنبه ۲/۲/۱۳۹۱
براي تهيه بليط به اتاق ۱۰۱ حسابي مراجعه نماييد

اكران فيلم قلاده هاي طلا
شنبه ۲/۲/۱۳۹۱
براي تهيه بليط به اتاق ۱۰۱ حسابي مراجعه نماييد
امام علی علیه السلام
گذشت اوج بزرگواری هاست !
بسیجیان گرامی خبری در راه است منتظر بمانید و دعا !
...
خبر آمد
خبری در راه است
شنبه ۲/۲/۹۱
کاربران آمریکایی با انتشار تصویری در شبکههای اجتماعی، از ایران به خاطر افزایش توان نظامی خود حمایت کردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا ناله از پر همه بود و نبودم
خودم دیدم خزان میشد گل یاس کبودم
بشویم جای سیلی را به اشک دانه دانه
پرستوی علی بین می چرخد چو پروانه
پایگاه بسیج دانشجویی پردیس دانشگاهی آزادگان ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) را به تک تک دانشجویان ، دانشگاهیان و تمامی شیعیان تسلیت عرض می نماید.
به امید ظهور مهدی فاطمه (عج)

سخنراني سيد محمد خاتمي كه فرياد آويني را در آورد
درست عصر 9 ارديبهشت 70 بود كه خاتمي كه در آن زمان وزير ارشاد بود، به دعوت انجمن اسلامي دانشگاه تهران به اين دانشگاه رفت و سخناني را در باب فرهنگ به زبان آورد تا سيد شهيدان اهل قلم نامه اي را در واكنش به حرف هاي وي بنويسد.
شايد همه ما نامه آويني را خوانده باشيم اما كمتر كسي است كه الان بداند خاتمي در آن بعدازظهر در دانشگاه تهران چه گفت كه واكنش آويني را در پي داشت.
متن زير صحبت هاي كامل خاتمي در دانشگاه تهران است و به دنبال آن نامه شهيد آويني آمده است:
نخستین برنامه سینمایی «هفت» در سال 91، آمار فروش فیلمهای نوروزی را در تهران و شهرستانها اعلام کرد.
شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد
فاطمیه آمد و آن مونس و همدم کجاست؟
شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟
در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا
تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست؟
داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامي انگلستان و نماينده سياسي آن دولت در غرب ايران در سالهاي 1918 و 1919 درباره قحطي درغرب ايران اينگونه مي نويسد:
" اجساد چروكيده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومي افتاده اند. در ميان انگشتان چروكيده آنان همچنان مشتي علف كه از كنار جاده كنده اند و يا ريشه هايي كه از مزارع در آورده اند به چشم مي خورد؛ با اين علفها مي خواستند رنج ناشي از قحطي و مرگ را تاب بياورند. در جايي ديگر، پابرهنه اي با چشمان گود افتاده كه ديگر شباهت چنداني به انسان نداشت،چهار دست و پا روي جاده جلوي خودرويي كه نزديك مي شد مي خزيد و در حالي كه ناي حرف زدن نداشت با اشاراتي براي لقمه ناني التماس مي كرد..."