رمز زنده ماندن واقعه عاشورا

اگر زینب کبری (س) و امام سجّاد (ع) در ‌آن روزهای اسارت ـ چه در‌‌ همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و عزیمت به مدینه و در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند ـ مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه عاشورا و هدف حسین بن علی و ظلم دشمن را بیان نمی‌کردند، واقعه عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل ‌نمی‌ماند.

چرا امام صادق (ع) ـ طبق روایت ـ فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و کسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چون تمام دستگاه‌های تبلیغاتی، برای منزوی کردن و در ظلمت نگه داشتن مسأله عاشورا و کلاً مسأله اهل بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ این گونه است. آن روز‌ها هم مثل امروز، قدرت‌های ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت آمیز می‌کردند. در چنین فضایی، مگر ممکن بود قضیه عاشورا ـ که با این عظمت در بیابانی در گوشه‌ای از دنیای اسلام اتفاق افتاده ـ با این تپش و نشاط باقی بماند؟ یقیناً بدون آن تلاش‌ها از بین می‌رفت. آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی (ع) بود. به‌‌ همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی (ع) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به‌‌ همان اندازه نیز مجاهدت زینب و امام سجّاد (ع) و بقیه بزرگواران دشوار بود. البته صحنه آن‌ها، صحنه نظامی نبود، بلکه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نکته‌ها باید توجه کنیم.

درس اربعین

درسی که اربعین به ما می‌دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره شهادت را در مقابل توفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و توفان‌هایی که علیه جنگ به راه افتاد؛ جنگی که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهدای عزیزی که جانشان ـ یعنی بزرگ‌ترین سرمایه‌شان ـ را برداشتند و رفتند و در راه خدا نثار کردند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیو‌ها و روزنامه‌ها و مجله‌ها و کتاب‌هایی که منتشر می‌کردند، در ذهن آدم‌های ساده‌لوح در همه جای دنیا، چه تلقین‌هایی کردند.

حتّی افراد معدودی از آدمهای ساده دل و جاهل و نیز انسان‌های موجّه و غیر موجّهی در کشور خودمان هم، در آن فضای ملتهب جنگ، گاهی حرف‌هایی می‌زدند که ناشی از ندانستن و عدم احاطه به حقایق بود. همین چیز‌ها بود که امام عزیز را برمی‌آشفت و وادار می‌کرد ‌با آن فریاد ملکوتی، حقایق را با صراحت بیان کند.

اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهی ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتی که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکی است. البته، اکثریت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به برکت آگاهی ناشی از انقلاب، در مقابل تبلیغات دشمن بیمه هستند و مصونیت پیدا کرده‌اند. از بس دشمن دروغ گفت و چیزهایی را که در مقابل چشم مردم بود، به عکس و واژگون نشان داد و منعکس کرد، اطمینان مردم ما نسبت به گفته‌ها و بافته‌ها و یاوه گویی‌های تبلیغات جهانی، به کلی سلب شده است.

دستگاه ظالم جبار یزیدی با تبلیغات خود، حسین بن علی (ع) را محکوم می‌ساخت و وانمود می‌کرد، ‌او کسی بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامی و برای دنیا قیام کرده است! بعضی هم، این تبلیغات دروغ را باور می‌کردند. بعد هم که حسین بن علی (ع)، با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیله دژخیمان در صحرای کربلا به شهادت رسید، آن را یک غلبه و فتح وانمود کردند. اما تبلیغات درست دستگاه امامت، تمام این بافته‌ها را عوض کرد. حق، این گونه است.