پایگاه خبری انصارحزب الله-امام خميني رحمه‌الله عليه: «افتخار و آفرين بر شهداي حوزه و روحانيت كه در هنگامه نبرد، رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند وعقال تمنيات دنيا را از پاي حقيقت علم برگرفتند و سبكبالانه به ميهماني عرشيان رفتند و در مجمع ملكوتيان شعر حضور سروده‌اند.»(۱)

در پاسخ به اين سوال که بزرگترين قحطي مناطق محروم چيست ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد. ديدگاه اوّل مي‌گويد بزرگترين فقر و قحطي مناطق محروم؛ خشکسالي و بلاياي طبيعي است و ديدگاه دوم معتقد است بزرگترين فقر و قحطي مناطق محروم؛ نبود زير‌ساخت‌‌هاي پيشرفت است مثل نبود جاده، جاده‌هاي صعب‌العبور، دورافتادگي، ارتباطات، مخابرات، آب، برق، گاز، تلفن و ....

سوّمين ديدگاه هم بزرگترين فقر مناطق محروم را در حوزه‌هايي چون اقتصاد، کشاورزي، دامداري و معضلاتي مثل بيکاري، بيماري و ....تعريف مي‌کند.

ديدگاه چهارم مي‌گويد بزرگترين فقر و قحطي مناطق محروم، فقر سخت‌افزاري است. مواردي نظير نبود مدرسه، مسجد، حسينيه، خانه عالم، خانه بهداشت، حمام، دستشويي و .....

ديدگاه پنجم بزرگترين فقر و قحطي مناطق محروم را فقر نرم‌افزاري مي‌داند که مصاديق آن فقر مذهبي، بي‌ديني، فاصله از نماز و روزه و عبادات و احکام ديني و... است.

اما از ديدگاه ششم و آخر بزرگترين فقر و قحطي مناطق محروم نه خشکسالي و بلاياي طبيعي و نه نبود زيرساخت‌ها، نه فقر اقتصادي، نه فقر سخت‌افزاري و نرم‌افزاري است بلکه آن را قحط الرجالي مي‌داند.

بله تمام ۵ مورد پيش از اين هر چند بسيار مهم و اساسي است اما اينها همه و همه معلول پيشرفتند نه علت پيشرفت. اينها علت معدّه‌اند نه علّت تامّه؛ علت اصلي عدم پيشرفت مردم عدم اراده است، عدم همت است، عدم تلاش و کوشش است، خواب عميق غفلت است، تخدير است، تخدير جسمي و روحي و فکري و حتي ديني است و بي‌حالي است! و به نظر مي‌رسد بر پايه همين ششمين نکته است که مقام معظم رهبري در سفر به کرمان فرمودند: «کرمان داراي استعداد طبيعي و فقر غير طبيعي است»

اما براي اينکه اين سبک زندگي «بخور و بخواب» را متحول کرد چه بايد کرد؟ چه کنيم تا سبک زندگي بي‌حالي و بي‌همتي تبديل به سبک زندگي کوشش و تلاش و همت شود؟ چه کنيم تا اراده مردم را زنده کنيم؟

براي آنکه بتوانيم اراده فردي را زنده کنيم بايد اراده جمعي را ببريم بالا و براي آنکه اراده جمعي را ببريم بالا بايد وحدت ايجاد کنيم و وحدت ايجاد نمي‌شود الا به داشتن محوري که همه آن را قبول داشته باشند، همانطور که دانه‌هاي تسبيح جمع نمي‌شود الا به نخ تسبيح.

همينطور هم مردم يکدل و يکپارچه نمي‌شوند الا با وجود کسي که بتواند نقش نخ تسبيح را براي مردم ايفا نمايد يعني براي رشد حتي يک روستا و تغيير سبک زندگي مردم نياز به يک الگو و بزرگ و رهبر دارند و هيچ‌کس بهتر از يک روحاني نمي‌تواند اين نقش مهم و اساسي را محقق نمايد.

آري بزرگترين قحطي مناطق محروم؛ قحطي آب و نان و امکانات نيست بلکه بزرگترين قحطي مناطق محروم قحط الرجالي است. نداشتن رهبر و دلسوز است.

هر چند که اردوهاي جهادي در چند سال اخير دارد نقش رهبر و بزرگ را براي مردم مناطق محروم بازي مي‌نمايد اما اين رويه تنها در حد يک قرص مسکّن اثر داشته و خواهد داشت.

همان‏گونه كه خداوند در توصيف پيامبر كه اشرف مخلوقات است، مي‏فرمايد: در زندگي روزمرّه، از مردم: «رسولًا منهم» در مردم‏: «رسولًا فيهم»؛ «فِي الْأُمِّيِّينَ» و با مردم بود: «والذين معه»

يعني اينگونه نبود که پيامبر در بهترين شهر عربستان زندگي کند و از دور امر و نهي نمايد نه؛ بلکه دوش به دوش مردم و حتي سخت از مردم با مشکلات و فقر و گرسنگي و گرما و .... دست و پنجه نرم مي‌کرد.

تا زماني که روحانيون ما در قم بنشينند و رسالت بسيار خطير تبليغ را محدود کنند به ايام تبليغي آن هم صرفا تبليغ لساني و از همه بدتر اينکه رسالت را تبديل به شغل نمايند، مطمئن باشيم نه آب از آب هيچ تکان مي‌خورد و نه سبک زندگي متحول خواهد شد.

رهبري مي‌تواند سبک زندگي مردمش را متحول کند که نه تنها همدرد مردم بلکه همراه مردم باشد. با خنده مردم بخندد و با اشک آنان اشک بريزد با بيماري آنان تب کند و با گرسنگي آنان لقمه از گلويش پايين نرود و با ناله آنان ناله کند و فرياد زند.

آري برادران طلبه و دانشجو اگر من و شما هم توانستيم مثل حاج عبدالله والي ۳۰-۴۰ سال در بين کپرنشينان معتکف شويم، آنگاه مي‌بينيم که سبک زندگي آنان چگونه متحول خواهد شد .

مشکل اوليه و ذاتي و اصالي ما کمبود تئوري و نظريه‌پردازي نيست، مشکل اوليه و ذاتي و اصالي ما عمل است؛ اسلام صرفا با حجيم شدن کتبش و ريختن آن کتب در لوح فشرده پيش نمي‌رود، اسلام با عمل پيش مي‌رود.

به فرموده بنيانگذار کبير انقلاب «افکاري را که همه در اطراف حقايق و دقايق علوم دور مي‌زند کنار بگذاريد؛ چون اين ريزبيني‌ها، بسياري از ما را از انجام مسئوليتهاي خطيرمان دور نگه داشته است، به داد اسلام برسيد و مسلمانان را از خطر نجات دهيد» (۲)

آري برادر من! کپرنشينان کشور ما آيت‌الله نمي‌خواهند، عبدالله مي‌خواهند. البته عبداللهي از جنس حاج عبدالله والي؛ برادر تا عبدالله نشوي، آيت‌الله العظمي نمي‌شوي؛ بزرگترين اشتباه راهبردي طلاب اين است که مي‌خواهند اول آيت‌الله العظمي شوند و بعد عبدالله، غافل از اينکه پيامبر اکرم، اول عبدالله بود بعد رسول‌الله؛ اشهد انّ محمداً عبده و رسوله

نمي‌دانم ما طلبه‌ها و روحانيون روز قيامت جواب خدا را چي مي‌خواهيم بدهيم؟ اگر از ما بپرسند چرا در قم ماندي و بعد از پايان تحصيل به ميان تشنگان علم و معرفت نرفتي چه پاسخي براي گفتن داريم؟ اگر از ما بپرسند تو که نان امام زمان (عليه السّلام) را خوردي اما چه کردي براي حجه بن الحسن (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) چه پاسخي براي گفتن داريم؟ قرآن مي‌فرمايد وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ ( ۱۲۲ توبه ) نه وَ لِيُنْذِرُوا قُمَهُمْ

آنچه ما روحانيون شيعه از آن محروميم، امروز در حرکت جمعي علماي وهابي متبلور است که براي تبليغ دين بدون هيچ چشمداشت مالي، يک کيسه نان خشک برمي‌دارند و به روستاها مي‌روند.

گاهي مي‌بيني به يک روستاي ۳۰ خانواري ۵۰ مبلغ رفته است. البته همه مبلغ نيستند معلم، کارمند و حتي کشاورزاني که محصولات خود را جمع کرده‌اند در زمان فراغت به جماعت مي‌روند. هر جماعت يک سرگروه دارد که از مولوي‌ها هستند و با مسائل آشنا و بقيه مطالب اوليه را مي‌گويند و اگر مشکلي پيش بيايد و سوال سختي باشد يا مطلبي باشد که شخص بلد نيست از سر گروه مي‌پرسد.

تعداد اين گروه‌هاي متحرک در مناطق محروم امروز به چندين ميليون نفر رسيده است. دريک نمونه چنين اجتماعي در پاکستان دو ميليون نفر به اقصي نقاط جهان اعزام مي‌شوند.

تشكيلات بسيار مقتدر كليسا، در اداره امور مذهبي مردم به قدري دقيق است كه اگر در روستايي تنها يك خانواده مسيحي حضور داشته باشد، روز يكشنبه كشيش مخصوصي به آنجا مي‌‏رود تا مراسم اقامه نماز را انجام دهد. در لبنان روستايي هست كه مركز شيعيان است و «جبع» نام دارد. يا به قول خود لبنانيها «جباع».

روستاي مهمي است که همه ساكنان آن شيعه هستند و منطقه پيرامون آن هم شيعه‌‏نشين است. در اين روستا تنها يك خانواده مسيحي وجود دارد که شامل پدر و مادر و دو سه تا بچه، مسيحي هستند. اين روستا كليسايي دارد که آقاي كشيش روزهاي يكشنبه براي همين يک خانواده به آنجا مي‌‏آيد، اقامه نماز مي‌‏كند و بازمي‌‏گردد.

در تمام نقاط دنيا، يك مسيحي كه كليسا از او غافل شده باشد و روز يكشنبه امكان نماز را برايش فراهم نكند، اصلاً نمي‏‌يابيد. حالا شما تمام كاتوليك‌هاي دنيا را تصور بكنيد كه بالغ بر ۵۰۰ ميليون نفر هستند. اينكه اين ۵۰۰ ميليون نفر را چطور بايد كنترل بكنند، خدا مي‌داند!

فلذا اگر دنبال بازي و بازيچه و رفع تکليف و ارضاي معنوي خود هستيم پيشنهاد مي‌کنم فقط از صبح تا شب بنشينيم و در باب سبک زندگي سخن برانيم اما اگر واقعا مي‌خواهيم سبک زندگي مردم منقلب شود بايد دل از شهرهاي لوکس بکشيم و به دل مناطق محروم کوچ کنيم تا شرمنده مولايمان حضرت حجه بن الحسن‌(عج) نشويم.

پاورقی:
۱-منشور روحانیت
۲-ولايت فقيه(حكومت اسلامي)، متن، ص: ۱۲۹

محمدرضا فراهاني /گروه جهادي تبليغي فداييان عدالت