اصولاً رأي ما (مردم) چه فائده‌اي دارد. چرا بايد در انتخابات شركت كنيم؟

انتخابات براي همه مردم يك حق است كه مي‌توانند از حق خود استفاده كنند. براي متدينين هم حق است هم تكليف، كسي كه نمي‌داند چرا بايد در انتخابات شركت كنند يا فاقد جهت فكري و سياسي است يا از كاركرد مجلس بي‌خبر است. حالت سوم نيز وجود دارد كه فرد احساس تعلق به نظام جمهوري اسلامي ندارد. حتي اگر كسي وضع موجود را قبول نداشته باشد بازهم راهي به جزء شركت در انتخابات ندارد. هايتينگتون استراتژيت آمريكائي در كتاب موج سوم دمكراسي به اصلاح‌طلبان سفارش مي‌كند «در انتخاباتي كه رژيم به راه مي‌اندازد فعالانه شركت كنيد» بنابراين عدم شركت مشكلي را حل نمي‌كند اما شركت در انتخابات ممكن است مطالبه‌اي را   بر طرف نمايند. اگر نظام غير قانوني وغيرمشروع بود عدم شركت در انتخابات ،ارزش نيز محسوب مي شد.اما نظامي كه 85 درصد مردمش در انتخابات شركت مي كنند مشروع است.ورود راي به اين صندوق ،اولين معني اش قبول داشتن تظام است . لذا افراد معترض خود را بايد با اكثريت هماهنگ نمايند.

شايد شخص بگويد، كانديداي مطلوب من در صحنه حضور ندارد. در اين صورت اگر كسي را مطلوب نمي‌داند. اصل شركت در انتخابات منتفي نمي‌شود و مي‌تواند رأي سفيد بدهد. اگر فرد معتقد است رد صلاحيت‌ها باعث حذف كانديداي مطلوب من شده است. بايد به قانون مراجعه نمايد قانون انتخابات نوشته و مصوب نمايندگان همين ملت است بنابراين تمكين به قانون كه توسط اكثريت نمايندگان ملت تصويب شده است لازم و تمكين به آن نشان دهنده‌ي رشد اجتماعي و سياسي است اگر به نظارت استصوابي ايرادي وجود دارد آن هم مصوبه مجلس است براي توضيح درباره چرائي اين ظرات در همين جزوه پاسخ داده شده است.

طور ديگري نگاه كنيم، رقابت افرادي مانند احمدي‌نژاد با هاشمي نشان از دو تفكر و دو ديدگاه مخالف نيست؟ اگر اين دو ذائقه افرادي را اقناء و ارضاء نمي‌كند، حتماً فرد كليت نظام را قبول ندارد. اگر فرد به سلامت انتخابات بدبين است. بايد سندي داشته باشد كه درستي انتخابات گذشته را زير سؤال ببرد يا سندي ارائه كند كه در سي انتخابات گذشته تقلب صورت گرفته باشد. يا فردي به ناحق از صندوق بيرون آورده شده باشد. در غيراينصورت نگاه مذكور صرفاً يك سوءظن، القاء يا پيشداوري مي‌باشد.