امروز حکومت اسلامی جزو واضحات اعتبارات عقلایی است. اگر انسان بخواهد با تکیه بر اعتبارات عقلایی حرف بزند جزو واضح‌ترین و قابل دفاع‌ترین نظریه‌هاست.

امام خمینی (قدس سره) می‌گوید: امروز حکومت اسلامی و ولایت فقیه جزو واضحات فقه اسلامی و اعتبارات عقلایی است. یعنی اگر انسان بخواهد با تکیه بر اعتبارات عقلایی حرف بزند این نظریه جزو روشن‌ترین و واضح‌ترین و قابل دفاع‌ترین نظریه‌هاست اما این را با شیوه‌های گوناگون با تشبیه آن به حکومت کلیسا و حکومت سلطنتی و غیره در ذهن‌ها مخدوش می‌کنند. این‌ها مبارزه لازم دارد. این سخن امام خمینی راحل و همایش "نوآوری و اجتهاد از دیدگاه امام خامنه‌ای" که چند ماه پیش در بیروت برگزار شد و در آن نظریه ولایت فقیه از قدرتمندترین نظریه‌ها در تعامل با واقعیت‌های زندگی و ارائه راه حل برای مسائل پیچیده مطرح گردید، ما را به طرح چالش‌های فکری در خصوص تعامل با این نظریه فقهی و دینی فرامی‌خواند، بویژه در سایه حکومتی که ملت‌های عربی از رهگذر آنچه که می‌توان "انقلاب‌های خروشان" نامید در چندین کشور به دنبال تحقق آن هستند. بدین معنا که این نظریه چگونه می‌تواند برای نجات این ملت‌ها امیدی در دل‌ آنان ایجاد نماید؟

سؤال فوق و سؤال‌هایی مشابه آن را در دیداری که پایگاه المنار با جناب شیخ شفیق جرادی، مدیر مؤسسه معارف فلسفی بیروت داشت مطرح ساختیم.

امام خامنه‌ای از برجسته‌ترین مراجع تقلید شیعه در دنیاست
پایگاه المنار: کنفرانس "نوآوری و اجتهاد فکری از دیدگاه امام خامنه‌ای" وظیفه شناساندن شخصیت امام خامنه‌ای و افکار روشن ایشان به دنیای عرب و جهان اسلام را بر دوش خود گرفته است. آیا به این هدف رسیده‌اید؟ مهم‌ترین موانعی که برای نیل به آن باید پشت سر بگذارید چیست؟
شیخ جرادی: در آغاز کنفرانس پیش‌بینی می‌کردیم که نگارش تحقیقات و مطالعات درباره آرای امام خامنه‌ای کار سختی است، زیرا ایشان اندیشه‌ها و نظریه‌هایشان را به‌صورت شفاهی و از طریق سخنرانی‌ها، کنفرانس‌ها و ... بیان می‌کنند، ازاین‌رو آثار مکتوبی در این زمینه وجود ندارد و هنگامی که پژوهشگر به دنبال منابع بررسی این نظریه می‌گردد با مشکلاتی جدی روبرو می‌شود. مشکل دوم که به طور جدی با آن روبرو هستیم موضوع زبان است که باعث می‌شود ترجمه، میان پژوهشگر عرب‌زبان و اندیشه‌ها و آرای امام خامنه‌ای واسطه شود. مشکل دیگر اینکه مردم امام خامنه‌ای را الگویی برای یک متفکر مترقی و پیش‌رو نمی‌دانند بلکه تنها به چشم یک رهبر دینی و سیاسی می‌نگرند و این طرز نگاه مانع از آن می‌شود که به سمت شناخت آرای وی قدم بردارند. درحالی که بر اساس بررسی‌ها و مطالعات ما، اندیشه‌های ایشان بسیار عمیق و منحصر‌به‌فرد است. هدف ما از برگزاری کنفرانس این بود که این تصویری را که از شخصیت امام خامنه‌ای در اذهان شکل گرفته پاک کنیم و مردم این بعد شخصیت ایشان را نشأت‌گرفته از توانایی نظریه پردازی و ارائه آرای انسانی و اسلامی وی برای حل مشکلات جامعه و مسائل مرتبط با سیاست و زندگی عمومی مردم بدانند. اما اینکه تا چه میزان موفق بوده‌ایم، باید از دیگران بشنویم. اما می‌توان گفت بسیاری از مردم که به این بعد از شخصیت امام توجه نداشتند، توجه نشان داده‌اند. کنفرانس در این زمینه بسیار اثربخش بود. به این دلیل که پس از آن، شش یا هفت کنفرانس در کشورهای مختلف اسلامی و عربی با همان عنوان، ‌یعنی "نوآوری و اجتهاد فکری از دیدگاه امام خامنه‌ای" برگزار شد.

پایگاه المنار: امام خامنه‌ای هم مرجع تقلید هستند و هم فقیه. آیا این دو از شرایط ولی امر مسلمین است؟
شیخ جرادی: براساس مبنای ولایت فقیه، ولی امر مسلمین باید فقیه بوده و مستند به اجتهاد عمل کند. اما آیا مرجع تقلید نیز باید باشد؟ برخی معتقدند که مرجعیت شرط ولی فقیه نیست. فقاهت و مرجعیت در امام خمینی جمع بود در امام خامنه‌ای نیز جمع است و ایشان از برجسته‌ترین مراجع شیعه در دنیا به‌شمار می‌آید، اما مرجعیت شرط ولی بودن نیست.

پایگاه المنار: چگونه فقیهی به‌عنوان ولی امر مسلمین تعیین می‌شود و آیا می‌توان با آن مخالفت کرد؟
شیخ جرادی: ولی فقیه باید مجتهد باشد و مشکلات سیاسی و اجتماعی را بشناسد و بتواند آن‌ها را حل کند. مردم نیز باید راضی باشند. رهبری استثنایی امام خمینی راحل برای انقلاب اسلامی او را به‌عنوان ولی فقیه بلامنازع برگزید و پس از رحلت ایشان، اهل خبره (مجلس خبرگان) در جهان اسلام در این نکته هم‌رأی شدند که کسی که این ویژگی‌های پرارزش فقهی را به بهترین صورت ممکن در خود جمع کرده امام خامنه‌ای است. سپس نظر خود را در این زمینه اعلام کردند و مردم نیز بیعت نمودند و با به راه‌اندازی راهپیمایی‌ها و سردادن شعارهایی رضایت و تمایل خود به رهبری ایشان را اعلام نمودند.

پایگاه المنار: برخی متفکران این اشکال را بر نظریه ولایت فقیه می‌گیرند که با توجه به مبانی و پشتوانه‌های دینی‌اش با رهبری جامعه مدنی در زمان حاضر سازگار نیست. ولایت فقیه چگونه با این مسأله روبرو می‌شود؟
شیخ جرادی: این عده ولایت فقیه را به عنوان یک اصل به‌خوبی مورد مطالعه قرار نداده‌اند و تنها به عنوان یک نظریه فقهی بررسی کرده‌اند و این اشتباه است. می‌بایست به‌عنوان اصلی بررسی می‌شد که با پشتوانه روشن و آشکار اسلامی اتخاذ شده است. من از کسانی که این اشکالات را بر ولایت فقیه مطرح می‌کنند می‌خواهم نظریه جدید امام خامنه‌ای را به‌دقت مطالعه کنند. درحال حاضر نظریه‌ای به‌نام "حکومت مردم‌سالاری دینی" در سطح جهانی مطرح است. این نظریه ارزش‌ها و مبانی اصل ولایت فقیه را نمایش می‌دهد. این فقیه در اداره امور جامعه مدنی و زندگی مردم در همه زمینه‌های اجتماعی و انسانی بالاترین قدرت را دارد و در شناخت مبانی اسلامی مهارت بیشتری دارد. اما در خصوص اجرای یک تصمیم و پیاده‌سازی هریک از امور مربوط به جامعه و شکل‌های مختلف آن، اراده و خواست مردم حرف اول را می‌زند. در کشورهای غربی و غیر آن، جمع میان نظام جمهوری و نظام دمکراتیک امری ممکن است، چرا جمع میان ولایت فقیه و حکومت مردمی در جامعه مدنی ممکن نباشد؟!! صراحتا باید گفت این اشکال یک تهمت و افترا است. هرکس می‌خواهد بی‌طرف باشد باید به این موضوع نیز به‌طور بی‌طرف وارد شود و مسائل را با همه جوانب و تفاصیل آن و به‌دور از هرگونه ذهنیتی که پیش از ورود به بحث وی را بر رد آن وامی‌دارد بررسی نماید. بنده ادعا دارم امام خامنه‌ای نظریه‌ای جهانی مطرح ساخته که شایسته بررسی و تحقیق است. این نظریه قابلیت آن را دارد که هم در جوامع شیعه و هم در جوامع سنی و حتی در جوامع مدرن از لحاظ گرایشات مذهبی یا دینی و یا فکری نیز پیاده شود. گمان بنده این است که ایشان این نظریه را به‌مثابه یک طرح جایگزین در تمدن جهانی به‌جای بسیاری از اندیشه‌های غربی و جهانی‌سازی مطرح ساخته‌اند.

پایگاه المنار: این حکومت مردمی در جمهوری اسلامی ایران چگونه نمود یافته است؟
شیخ جرادی: در حال حاضر تمام حاکمیت ایران بر این اساس استوار است که اصل، جامعه مدنی است. بدین معنا که وقتی به‌عنوان نمونه در انتخابات مشکلی پیش می‌آید، آنچه انتظار می‌رود یا باید برود این است که اعتراض‌های مردمی به‌جای مطرح شدن در کف خیابان‌ها، به‌عنوان بی‌سابقه‌ترین شیوه، در روزنامه‌ها، تلویزیون و سخنرانی‌ها نمود پیدا کند که البته این امکان در ایران فراهم است. نقش ولی فقیه در این وسط این است که جلوی درگیری‌های احتمالی را که ممکن است کشور دچار آن شود بگیرد. اما پرواضح است که ولی فقیه از دخالت در حوادث به‌دور است و تنها زمانی مداخله می‌کند که خود قانون مورد تعرض قرار بگیرد و مسائل باعث به‌هم‌ریختگی اوضاع داخلی شود. در این هنگام است که به‌صورت قانونی وارد صحنه می‌شود تا از قانون اساسی حمایت کند. این مسأله در هر کشوری که خود را از نظر دمکراسی ریشه‌دار می‌داند چیزی طبیعی است و همه‌روزه رخ می‌دهد.
امام خامنه‌ای برای ولایت فقیه ابزاری
پایگاه المنار: آیا می‌توان ولایت فقیه را یک نهاد مدیریتی در کنار دیگر نهادها در جامعه اسلامی دانست؟
شیخ جرادی: خیر. ولایت فقیه یک نهاد مدیریتی نیست. زیرا هرنهاد مدیریتی مشروعیت خود را از پشتوانه دینی به نام اجتهاد می‌گیرد. ولی فقیه نیز می‌تواند از بیست نفر مجتهد استفاده کند اما در پایان این ولی فقیه است که در امور جامعه حاکم است. اما تحقق ولایت فقیه بدون قوه اجرایی امری غیر ممکن است و تنها قواعد و قوانینی است که جایشان در کتاب است. ولی فقیه اجرای مضمون دین و فقه اجتهادی در جامعه را اداره می‌کند ازاین‌رو فراتر از یک مسأله صرف مدیریتی است.
پایگاه المنار: امام خامنه‌ای در نظریه ولایت فقیه، چه تحولاتی ایجاد کرده و امروز در سایه ولایت خود پیاده می‌کند؟
شیخ جرادی: دامنه ولایت فقیه بسیار گسترده است و مسأله نو‌ظهوری نیست. ما هنوز نتوانسته‌ایم ظرفیت ولایت فقیه را کشف کنیم. امام خامنه‌ای به‌واسطه تجربه‌های بسیار و متنوع و در آن واحد تلخی که جمهوری اسلامی ایران و مردم جهان اسلام و انقلاب‌هایی که همه روزه مشاهده می‌کنیم به‌خود دیده‌اند این جرئت را یافته که وارد تجربه‌های عمیق و حقیقی شود که نخستین‌شان این است که با مسأله توسعه و رشدی که در ایران تحقق یافته استکبار را به مبارزه طلبیده است. همه این‌ها نیازمند یک عمل اجتهادی است که بتواند میان نصوص دینی و واقعیت‌های زندگی هماهنگی برقرار سازد و مرجعیتِ نصوص دینی را درکنار احترام به واقعیت‌ها و مصلحت‌ها حفظ نماید. تحولی که ایشان ایجاد کرد این بود که ولایت فقیه را از یک نظریه صرف فقهی به یک اصل کاربردی و عملیاتی تبدیل کرد که درصورت خواست مردم قابلیت پیاده شدن در جامعه ایران و دیگر جوامع را دارد. شاید بپرسید آیا در کشوری که چندگانگی دینی در آن حاکم است می‌توان ولایت فقیه را پیاده کرد؟ اینجا است که امام خامنه‌ای ولایت فقیه را مرم‌سالاری دینی نام می‌نهد. نام‌گذاری مهم نیست، آنچه مهم است ارزش‌ها و اصولی است که برپایه عدالت استوار باشد. این مطلب نظریه ولایت فقیه را بسیار ترقی بخشید و اینک می‌دانیم چگونه روابط بین الملل را بر اساس اصول اسلامی بنانهیم، چگونه میان مقاومت و توسعه هماهنگی برقرار سازیم و در عرصه سیاسی چگونه عمل کنیم؟ به عنوان مثال در لبنان در سطح دولت و جامعه، اسلام حاکم نیست. حال آیا اسلام‌گرایان کناری نشسته و کاری به مسائل جامعه نداشته باشند یا اینکه وارد یک زندگی کارآمد شوند؟ آنان گزینه دوم را برگزیده و وارد میدان شدند و این تبلور مفاهیم و نظریات ولایت فقیه در زمان امام خامنه‌ای است.

هرکس در ایران مخالف ولایت فقیه است، حکومت اسلام را از اساس قبول ندارد
پایگاه المنار: چگونه می‌توان مقبولیت ولایت فقیه در ایران از زمان روح الله خمینی (قدس سره) تا زمان امام خامنه‌ای را سنجید؟ برخی هنوز هم آن را نمی‌پذیرند؟
شیخ جرادی: مخالفت‌ها با ولایت فقیه در ایران را در سه سطح می‌توان ارزیابی کرد. دسته اول با بعد مدیریتی ایشان مخالف‌اند، مثل اینکه کسی با شیوه اجرایی ریاست جمهور مخالف باشد. این نوع مخالفت به معنای رد ولایت فقیه نیست. دسته دوم با انتخاب شخص ایشان به عنوان ولی فقیه مخالف‌اند یا رأی ممتنع دارند. این نیز بدین مفهوم است که آنان این انتخاب را قبول ندارند نه اصل ولایت فقیه را. دسته سوم اصل ولایت فقیه را نمی‌خواهند و اگر دقیق‌تر بنگریم خواهیم دید با خود اسلام مخالف‌اند. از دید این عده اسلام هیچ رابطه‌ای با عرصه سیاست ندارد. از این دسته برخی نخبه‌های ایرانی نیز به‌چشم می‌خورند. این دیدگاه طرفدار کمی دارد و البته از تأثیرات رسانه‌ای برخوردار است. اما در آینده معلوم شد که تجربه‌ این دسته ناموفق است و نظریه تازه‌ای ارائه ندادند و تمام همتشان این بود که نظریات غربی را پیاده کنند. اما شکست خوردند و ولایت فقیه باردیگر به‌مثابه کامل‌ترین نظریه تجلی کرد. در خارج از ایران مردم در تجربه‌های خود که متأثر از انقلاب اسلامی و مبارک ایران است از اصول و مبانی ولایت فقیه بهره می‌برند. لبنان یکی از آن‌هاست. امروز نیز مردم مصر و چندین کشور دیگر با همان مبانی و ارزش‌ها حرکت می‌کنند که ولایت وفقیه بر آن‌ها استوار است، هرچند از عنوان ولایت فقیه استفاده نمی‌کنند. ازاین‌رو مانعی ندارد که کسی بگوید عنوان ولایت فقیه را قبول ندارم اما اصول حاکمیت اسلام و اجتهاد اسلامی را می‌پذیرم. زیرا باید در درک واقعیت‌ها بر اساس مبانی اسلامی اجتهاد کنیم و این برای ما همان معنای ولایت فقیه است. بنابراین مهمترین نظریه‌‌ای که امروز در دنیای اسلام مطرح است و از نظر محتوا استقبال گسترده‌ای از آن می‌شود نظریه ولایت فقیه است.

کسی که ولایت فقیه را به حاکمیت پاپ تشبیه کند دچار حماقت فکری شده است
پایگاه المنار: برخی ولایت فقیه را به حاکمیت پاپ در کلیسای اروپا در قرون وسطی تشبیه می‌کنند، زیرا مردم چنان قداستی برای آن‌دو قائل‌اند که نباید خدشه‌دار شود. نظرتان در خصوص این تشابه چیست و از نگاه حکومت دینی محدوده ولایت فقیه تا کجاست؟
شیخ جرادی: اولا حکومت پاپ در قرون وسطی به این اعتبار بود که او را خدایی می‌دانستند که در روی زمین در روح یک انسان که همان روح القدس است تجلی یافته است. درحالی که این لقب در محافل اسلامی در مورد ولایت فقیه اصلا وجود ندارد. بلکه ولی فقیه مجتهدی است که نصوص دینی را به‌طور کامل با همه دلالت‌ها و استلزامات آن می‌فهمد. ولایت فقیه طرحی است برای اداره جامعه و عبارت است از اسلام هماهنگ با ضرورت‌ها و مصالح واقعی جامعه و حل مشکلات آن از بعد اسلامی. در دین مسیحیت حرکت اجتهادی در فهم واقعیت‌های زندگی وجود ندارد چراکه فاقد نظام قانون‌گذاری است. براین پایه مقایسه میان این دو از اساس باطل است. به عقیده من همه کسانی که ولی فقیه را با پاپ یا شاه یا سلطان و یا رئیس مستبد مقایسه می‌کنند یا با آن‌ها یکی می‌دانند دچار حماقت فکری هستند. چراکه فقط ظاهر را می‌بینند و به محتوا توجه ندارند. مضمون ولایت فقیه یعنی ولایت اجتهاد اسلامی بر زندگی مردم و اداره امور جامعه با نگرشی باز و بعدی انسانی که در مجتهد تجسم می‌یابد. این یعنی ولایت فقیه. در مورد قداست نیز باید گفت چنین چیزی وجود ندارد، آنچه هست مسأله مصلحت است. گاهی لازم است در سطح اجتماعی تصمیمی اتخاذ شود و درباره آن در سطح وسیعی گفتگو صورت گیرد. چنانچه اختلاف نظرها به درجه برخورد و درگیری بیانجامد باید اختلافات از بین برود. اینجا است که ولی فقیه مجتهد که به همه امور مردم و آرای آنان رسیدگی می‌کند حرف آخر را می‌زند. قاعده‌ای هست تحت این عنوان که تفرقه مسلمانان از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است. پس اتحاد برقرار کردن میان مسلمانان از بهترین اعمال است و این وظیفه بر دوش ولی فقیه نهاده شده است. البته نه به این معنا که اراده خود را بر آنان تحمیل کند. مردم نیز نباید با نظر وی مخالفت کنند چراکه در غیر این صورت هیچگاه جامعه به اتحاد رأی نخواهد رسید و هرج و مرج گسترش خواهد یافت. ضروری است که کسی حرف آخر را بزند و چه‌کسی برای این کار بهتر از ولی فقیه. ازاین رو باید به تصمیمات او پایبند باشیم.

نظریه ولایت فقیه شایسته تدریس در دانشگاه است
پایگاه المنار: برخی خواستار آن هستند که نظریه ولایت فقیه آکادمیک شده و بتوان آن را در دانشگاه‌ها تدریس کرد. آیا این نظریه از شرایط علمی کافی جهت رقابت با نظریه‌‌های جهانی در عرصه حاکمیت سیاسی برخوردار است؟
شیخ جرادی: از ما خواسته شده است که مبانی ولایت فقیه را تدریس کنیم تا در قالب یک نظریه با دیگر نظریه‌های جهانی در عرصه حاکمیت و سیاست مردمی و ... رقابت کند. بی‌تردید نظریه ولایت فقیه این توان را دارد. اما این فکر هنوز در مرحله برنامه ریزی است. تلاش‌هایی جدی در این زمینه از سوی برخی از همفکران ما صورت گرفته که باید کامل شود تا بتوانیم به این مرحله برسیم. در درجه اول باید علما و دانشگاهیان متخصص و فعالان در عرصه سیاست اسلامی نوین به این امر مبادرت ورزند و شخص ولی فقیه نیز باید دست کم در گفت‌و‌گوها و مناقشات مشارکت داشته باشد تا نظریاتش تحقق یابد.